الملا فتح الله الكاشاني

9

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

ترك سجود است و گويند كه ممنوع از شيء مضطر است بخلاف آن فكانه قيل ( ما اضطرك الى ان لا تسجد ) يعنى چه ترا مضطر و ملجا ساخت از آنكه سجده نكنى * ( إِذْ أَمَرْتُكَ ) * وقتى كه فرمودم ترا كه سجده كنى آدم را اين دليل است بر آنكه مطلق امر از براى وجوبست و فوريه انقياد * ( قالَ ) * گفت ابليس در جواب كه * ( أَنَا خَيْرٌ مِنْه ) * من بهترم از آدم اين جواب از حيثيت معنى است يعنى استبعاد نموده گفت كسى چگونه مثل منى را به سجده آدم امر فرمايد پس حقيقة معنى آنست كه مانع سجده من آنست كه من از او بهترم و نيكو نيست كه فاضل سجده مفضول كند و چون چنين است پس بچه وجه سجدهء او كنم و بعد از آن در تعليل تفضيل خود گفت كه * ( خَلَقْتَنِي ) * آفريدى مرا * ( مِنْ نارٍ ) * از آتش كه جوهر علوى نورانيست * ( وَخَلَقْتَه ) * و آفريدى آدم را * ( مِنْ طِينٍ ) * از گل كه جسم كثيف سفلى ظلمانيست ابليس در اين صورت مغلطه خورد كه فضيلت را باعتبار عنصر ملاحظه كرد و اگر باعتبار فاعل كه بما خلقت بيدى عبارت است از آن و به نسبت حقيقت كه نَفَخْتُ فِيه مِنْ رُوحِي اشارتست به آن در نگريستى دانستى كه خيريت و افضليت آدم راست نه او را و نيز قياسش در افضليت نارا و خاك نامستقيم بود زيرا كه آتش خائن است و هر چه به دو دهند نيست گرداند و خاك امين است هر چه به دو دهند نگاه دارد و امين از خائن بهتر باشد و ديگر آتش متكبر است و خاك متواضع و تواضع از تكبر نيكوتر بود و نيز خاك نقش پذيرد چنان كه آدم عليه السّلام نقش معرفت پذيرفت كه كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الإِيمانَ و آتش نقش سوزد چنانچه نقش معرفت ابليس سوخت كه ففسق عن امر ربه صاحب مجمع آورده كه ثعلبى كه امام اصحاب الحديث است از ابن عباس روايت كرده كه اول من قاس ابليس فاخطا القياس فمن قال الذين بشيء من رايه قرنه اللَّه مع ابليس يعنى اول كسى كه قياس كرد و خطا كرد ابليس بود پس هر كه در دين قياس كند حقتعالى وى را قرين ابليس گرداند و ابن سيرين فرموده كه ( اول من قاس ابليس و ما عبدت الشمس و القمر الا بالمقاييس ) يعنى اول كسى كه قياس افكند ابليس بود و آفتاب و ماه پرستيده نشده مگر بقياس و بعد از نقل اين دو قول از ثعلبى و ابن سيرين فرموده كه وجه شبه بر شيطان ظن او بود به آنكه نار چون اشرف است از طين پس جايز نباشد كه سجدهء ادون كند و اين عين خطا است زيرا كه سجده آدم تابع علم الهى است بمصالح عباد و بعضى گفته‌اند كه طين بهتر از نار است زيرا كه اكثر منافع خلقان به آنست چه آن مستقر خلقانست و معايش ايشان در آنست و انواع رزق ايشان از آن و خيريت باعتبار خير غالب باشد القصه چون